رفتن به محتوای اصلی
APF

ایجنت هوش مصنوعی برای اجرای کار

ایجنت‌هایی که کارهای تکراری تیم شما را تا آخر انجام می‌دهند.

APF کارهای تکرارشوندهٔ کسب‌وکارتان را پیدا می‌کند، ایجنت‌هایی می‌سازد که به همان ابزارهای فعلی شما وصل می‌شوند، و اجرای فرآیند را از اول تا آخر جلو می‌برد؛ طبق قواعد خودتان و با نظارت انسان روی تصمیم‌هایی که واقعاً مهم‌اند.

این چت‌بات نیست. کاری است که از «در انتظار» به «انجام‌شده» می‌رسد.

فروشپشتیبانیعملیاتامور اداریبازاریابیمالیهستهٔ ایجنت
  • لید جدیدورودیدر حال انجامانجام شد
  • درخواست پشتیبانیورودیدر حال انجامانجام شد
  • به‌روزرسانی CRMورودیدر حال انجامانجام شد
  • تنظیم جلسهورودیدر حال انجامانجام شد
  • گزارش هفتگیورودیدر حال انجامانجام شد
  • ثبت فاکتورورودیدر حال انجامانجام شد

از اینجا شروع کنید

چه بخشی از هفتهٔ تیم شما واقعاً تکراری است؟

نه کار سخت. آن یکی — کاری که هر بار دقیقاً همان مراحل را دارد و باز هم یک آدم باید هلش بدهد جلو.

  • جواب دادن به همان بیست سؤالی که همیشه پرسیده می‌شود
  • پیگیری مشتری‌ای که سه روز پیش ساکت شد
  • کپی کردن همان اطلاعات از ایمیل داخل CRM
  • چک کردن اینکه بالاخره فلان کار انجام شد یا نه
  • آماده کردن گزارشی که هر شنبه باید برود
  • پیدا کردن یک وقت خالی بین سه تقویم
  • یادآوری یک کار به همکار، برای بار دوم
  • دسته‌بندی درخواست‌های ورودی و فرستادنشان به آدم درست
  • دوباره خواندن یک گفت‌وگو برای اینکه بفهمی قبلاً چه قولی داده شده
  • پیگیری مشتری‌ای که نیمهٔ راه ثبت‌نامش را رها کرد

پشت تک‌تک این‌ها یک قاعده هست. قاعده دقیقاً همان چیزی است که یک ایجنت می‌تواند برعهده بگیرد.

تفاوت اصلی

چت‌بات جواب می‌دهد. ایجنت کار را انجام می‌دهد.

این همان تمایزی است که در بیشتر صحبت‌های مربوط به هوش مصنوعی از قلم می‌افتد، و همان چیزی است که تعیین می‌کند آیا اصلاً چیزی در کسب‌وکار شما عوض می‌شود یا نه.

چت‌بات

  • منتظر می‌ماند کسی چیزی تایپ کند
  • یک متن تولید می‌کند
  • به سامانه‌های شما دسترسی ندارد
  • با بسته شدن صفحه همه‌چیز را فراموش می‌کند
  • خودِ کار را برای یک آدم باقی می‌گذارد

ایجنت APF

  • با یک رویداد شروع می‌کند: یک لید جدید، یک درخواست، یک زمان‌بندی
  • اطلاعاتی را که اجازه دارد ببیند، جمع می‌کند
  • با ابزارهای واقعی شما کار می‌کند: CRM، تیکت، ایمیل، اکسل
  • چند مرحله را پشت سر هم و به ترتیب انجام می‌دهد
  • هرجا قاعده بگوید، پرونده را به یک آدم تحویل می‌دهد
  • ثبت می‌کند چه کرد، تا کار قابل بازبینی بماند

مدل‌های زیربنایی یکسان‌اند. نتیجهٔ کسب‌وکاری کاملاً متفاوت.

اجرا یعنی این

یک لید ورودی، از اول تا آخر

یک فرآیند نمونه برای نشان دادن شکل کار — نه داستان یک مشتری واقعی.

زمان پنج مرحلهٔ اول: کمتر از یک دقیقه. کار انسانی: هیچ — تا جایی که حضور انسان واقعاً ارزش دارد.

  1. لید می‌رسد

    در انتظاردر حال انجامانجام شد

    از فرم سایت، ایمیل یا تبلیغات. ایجنت در چند ثانیه برش می‌دارد، هر ساعتی از شبانه‌روز.

  2. اطلاعات جمع می‌شود

    در انتظاردر حال انجامانجام شد

    شرکت، سابقهٔ تماس، اینکه از قبل در CRM هست یا نه، و اینکه دقیقاً چه خواسته.

  3. ارزیابی می‌شود

    در انتظاردر حال انجامانجام شد

    بر اساس همان معیارهایی که تیم فروش شما واقعاً استفاده می‌کند، نه یک امتیاز عمومی.

  4. CRM به‌روز می‌شود

    در انتظاردر حال انجامانجام شد

    رکورد ساخته یا تکمیل می‌شود، منبع ثبت می‌شود، مرحله تنظیم می‌شود، یادداشت نوشته می‌شود.

  5. پاسخ ارسال می‌شود

    در انتظاردر حال انجامانجام شد

    جواب همان چیزی که پرسیده، با لحن شما، همراه با پیشنهاد چند زمان مشخص.

  6. آدم وارد می‌شود

    انسان

    کارشناس فروش شما یک جلسه و یک لید بررسی‌شده تحویل می‌گیرد، نه یک نوتیفیکیشن برای انجام کار اداری.

کنترل

خودکارسازی اجرا به‌معنای از دست دادن کنترل نیست.

اولین سؤال هر خریدار جدی این است که اگر ایجنت اشتباه کند چه می‌شود. جواب ما این است — و پیش از وقوع طراحی می‌شود.

  • فقط به چیزی دست می‌زند که اجازه داده‌اید

    هر ابزار و هر اقدام به‌صورت صریح تعریف می‌شود. ایجنتی که تیکت‌ها را می‌خواند نمی‌تواند ناگهان به فهرست مشتریان شما ایمیل بزند.

  • کارهای حساس منتظر تأیید انسان می‌مانند

    تخفیف، عودت وجه، هر چیز قراردادی، هر چیز برگشت‌ناپذیر: ایجنت آماده می‌کند، انسان تأیید می‌کند.

  • در تردید ارجاع می‌دهد، سرخود عمل نمی‌کند

    وقتی موردی خارج از قواعد باشد، ایجنت متوقف می‌شود و پرونده را با تمام سوابق تحویل می‌دهد.

  • همه‌چیز ثبت می‌شود

    چه اجرا شد، چه خواند، چه تغییر داد و چرا. هر مورد را می‌توانید بعداً بازبینی کنید.

  • میزان اختیار با شماست

    با حالتی شروع کنید که ایجنت آماده می‌کند و انسان تأیید. اختیار را فقط بعد از اثبات عملکرد بیشتر کنید.

  • رفتار در خطا طراحی شده، نه کشف‌شده

    وقتی سرویسی بالا نمی‌آید یا ورودی خراب است، رفتار تعریف‌شده ارجاع به انسان است — نه حدس زدن و اقدام کردن.

روش کار

از یک فرآیند تا یک ایجنت فعال

نه یک طرح تحول یک‌ساله. یک فرآیند، در حال کار، که بتوانید اندازه‌اش بگیرید.

  1. 01

    کار را نقشه می‌کنیم

    با آدم‌هایی که کار را انجام می‌دهند می‌نشینیم و می‌نویسیم واقعاً چه اتفاقی می‌افتد — از جمله استثناهایی که هیچ‌جا مستند نشده.

  2. 02

    تصمیم‌ها را جدا می‌کنیم

    کدام مرحله قاعده دارد، کدام قضاوت می‌خواهد، و کدام هرگز نباید بدون انسان انجام شود.

  3. 03

    ابزارها را وصل می‌کنیم

    ایجنت داخل همان CRM، تیکت، ایمیل و اکسل شما کار می‌کند. چیزی جایگزین نمی‌شود.

  4. 04

    مرزها را تعریف می‌کنیم

    سطوح دسترسی، نقاط تأیید، مسیرهای ارجاع، و اینکه اگر چیزی خراب شد چه اتفاقی بیفتد.

  5. 05

    واقعاً اجرا می‌کنیم

    روی یک فرآیند واقعی، با نظارت نزدیک، و با امکان ورود انسان در هر لحظه.

  6. 06

    اندازه می‌گیریم، بعد گسترش

    چقدر کار کم شد و با چه میزان اتکاپذیری. بعد فرآیند بعدی — یا اختیار بیشتر روی همین یکی.

برای چه کسی

این کار وقتی بهترین نتیجه را می‌دهد که

  • چند نفر در شرکت شما هر روز همان کار تکراری را انجام می‌دهند
  • درخواست‌ها یا لیدها گاهی بیشتر از آنچه باید، منتظر می‌مانند
  • اطلاعات دستی بین دو سامانه‌ای که با هم حرف نمی‌زنند جابه‌جا می‌شود
  • رشد، سریع‌تر از درآمد دارد کار عملیاتی اضافه می‌کند
  • همین حالا CRM، تیکت یا ابزار مدیریت کار دارید و داده‌ای واقعی داخلش هست
  • می‌خواهید هوش مصنوعی روی یک فرآیند قابل اندازه‌گیری اجرا شود، نه یک پایلوت دیگر که به جایی نمی‌رسد

اگر دنبال یک چت‌بات روی سایت هستید، احتمالاً ما تیم مناسبی نیستیم — و همین را در اولین جلسه می‌گوییم، نه در سومی.

چرا حالا

نرم‌افزار چهل سال منتظر ماند تا کسی رویش کلیک کند.

نسل اول سامانه‌های کسب‌وکار اطلاعات را نگه می‌داشتند. نسل بعد کمک کردند آدم‌ها سریع‌تر کار کنند. اما کار همچنان فقط وقتی جلو می‌رفت که یک نفر هلش می‌داد. چیزی که اخیراً عوض شده این نیست که مدل‌ها متن بهتری می‌نویسند؛ این است که حالا می‌توانند از ابزار استفاده کنند، یک فرآیند چندمرحله‌ای را دنبال کنند و بفهمند کجا باید بایستند و بپرسند. همین نرم‌افزار را از چیزی که تیم شما اداره‌اش می‌کند، تبدیل می‌کند به چیزی که بخشی از بار را برمی‌دارد.

شرکت‌هایی که دو سال دیگر در این کار خوب خواهند بود، همان‌هایی هستند که امروز یک فرآیند واقعی را راه انداخته‌اند.

  • به سؤال جواب می‌دهدکار را تمام می‌کند
  • مرحلهٔ بعد را پیشنهاد می‌دهدخودش انجامش می‌دهد
  • منتظر یک آدم می‌ماندبا یک رویداد شروع می‌کند
  • یک پرسش، یک پاسخیک فرآیند، از اول تا آخر
  • ابزاری که تیم شما استفاده می‌کندظرفیتی که تیم شما به دست می‌آورد

اگر می‌شد، تیم شما چه کاری را دیگر دستی انجام نمی‌داد؟

دربارهٔ یک فرآیند برایمان بنویسید. می‌گوییم که آیا ایجنت می‌تواند برعهده‌اش بگیرد، چه چیزی لازم دارد، و اصلاً ارزشش را دارد یا نه.