رفتن به محتوای اصلی
APF

درباره APF

هوش مصنوعی وقتی جالب می‌شود که از نمایش دادن دست بکشد و کار را تمام کند.

الگوریتم آفرینان پارس فناوری ایجنت‌هایی می‌سازد که مسئولیت کارهای تکرارشوندهٔ کسب‌وکار را برعهده می‌گیرند. این شرکت را از آن جهت شروع کردیم که فاصلهٔ بین آنچه این سامانه‌ها می‌توانند انجام دهند و آنچه کسب‌وکارها واقعاً از آن‌ها می‌گیرند، ربط چندانی به مدل‌ها ندارد — و تقریباً تماماً به این برمی‌گردد که کار چطور دور آن‌ها طراحی شده است.

یک هسته، همهٔ واحدها

فروشپشتیبانیعملیاتامور اداریبازاریابیمالیAPF

چرا وجود داریم

در دو سال گذشته تقریباً هر شرکتی هوش مصنوعی را امتحان کرده و بیشترشان نتیجهٔ ملموسی ندارند. نه به این دلیل که فناوری شکست خورده — به این دلیل که یک دمو، یک فرآیند نیست. مدلی که پاسخ خوبی می‌نویسد تا وقتی به صندوق ورودی وصل نشده، اجازهٔ اقدام نگرفته، قاعده‌ای برای توقف نداشته و به کاری که واقعاً پول می‌برد نشانه نرفته، هیچ چیزی را عوض نکرده است. همین کارِ وصل کردن، خودِ شغل است. کاری که ما می‌کنیم.

از کار شروع می‌کنیم، نه از فناوری

هر همکاری با همان سؤال بی‌جلوه شروع می‌شود که ساعت‌های تیم شما الان کجا می‌رود. نه اینکه کدام مدل، نه کدام فریم‌ورک — کدام بیست دقیقه است که هفته‌ای چهل بار تکرار می‌شود. جواب همین سؤال بقیهٔ تصمیم‌ها را تعیین می‌کند، و همین است که گاهی باعث می‌شود پروژه‌ای را رد کنیم که ساختنش کاملاً لذت‌بخش می‌بود.

کنترل یک قابلیت است، نه محدودیت

ایجنتی با اختیار نامحدود پیشرفته‌تر نیست، فقط کمتر قابل استقرار است. ما اول سطوح دسترسی، نقاط تأیید و مسیرهای ارجاع را طراحی می‌کنیم، چون همین‌هاست که ممکن می‌کند یک ایجنت را نزدیک مشتری واقعی و پول واقعی بگذاریم. شرکت‌هایی که این مرحله را رد می‌کنند یک ماه چشمگیر می‌گیرند و بعد یک حادثهٔ بی‌سروصدا که کل برنامه را تمام می‌کند.

ترجیح می‌دهیم صادق باشیم تا پرکار

بعضی فرآیندها نباید خودکار شوند. بعضی آن‌قدر نادرند که ارزشی ندارند، بعضی قاعدهٔ پایداری ندارند، و بعضی همان رابطهٔ انسانی‌اند که مشتری دقیقاً بابتش پول می‌دهد. ما این را می‌گوییم. اینکه به یک شرکت بگویی ایدهٔ محبوبش پروژهٔ اول بدی است، جلسهٔ فروش بدتری است و کسب‌وکار به‌مراتب بهتری.

ساخته‌شده برای تحویل دادن

ایجنت‌ها، پیکربندی، اتصال‌ها و حساب‌ها مال شماست. سامانه‌ها مستند و منطقشان خواناست، چون فرآیندی که فقط یک تأمین‌کننده می‌فهمدش یک بدهی است، هرچقدر هم خوب کار کند. ارزش بلندمدت ما فرآیند بعدی است، نه وابستگی شما به این یکی.

کنترل

خودکارسازی اجرا به‌معنای از دست دادن کنترل نیست.

اولین سؤال هر خریدار جدی این است که اگر ایجنت اشتباه کند چه می‌شود. جواب ما این است — و پیش از وقوع طراحی می‌شود.

  • فقط به چیزی دست می‌زند که اجازه داده‌اید

    هر ابزار و هر اقدام به‌صورت صریح تعریف می‌شود. ایجنتی که تیکت‌ها را می‌خواند نمی‌تواند ناگهان به فهرست مشتریان شما ایمیل بزند.

  • کارهای حساس منتظر تأیید انسان می‌مانند

    تخفیف، عودت وجه، هر چیز قراردادی، هر چیز برگشت‌ناپذیر: ایجنت آماده می‌کند، انسان تأیید می‌کند.

  • در تردید ارجاع می‌دهد، سرخود عمل نمی‌کند

    وقتی موردی خارج از قواعد باشد، ایجنت متوقف می‌شود و پرونده را با تمام سوابق تحویل می‌دهد.

  • همه‌چیز ثبت می‌شود

    چه اجرا شد، چه خواند، چه تغییر داد و چرا. هر مورد را می‌توانید بعداً بازبینی کنید.

  • میزان اختیار با شماست

    با حالتی شروع کنید که ایجنت آماده می‌کند و انسان تأیید. اختیار را فقط بعد از اثبات عملکرد بیشتر کنید.

  • رفتار در خطا طراحی شده، نه کشف‌شده

    وقتی سرویسی بالا نمی‌آید یا ورودی خراب است، رفتار تعریف‌شده ارجاع به انسان است — نه حدس زدن و اقدام کردن.

اگر می‌شد، تیم شما چه کاری را دیگر دستی انجام نمی‌داد؟

دربارهٔ یک فرآیند برایمان بنویسید. می‌گوییم که آیا ایجنت می‌تواند برعهده‌اش بگیرد، چه چیزی لازم دارد، و اصلاً ارزشش را دارد یا نه.